دختر یخی


خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 3 شهریور ماه سال 1386

آشنای غم تنهایی من
داغ دستان مرا باور کن
که برای تو چنین می سوزد
روح لغزنده شبهای مرا باور کن

که به یاد و چنین می شورد
طپش قلب مرا باور کن
که به نام تو چنین می کوبد

نازنین باور تنهایی من
شعله قلب مرا باور کن
رقص آتش شدن و بودن را

تو بیا قاصدک بوته آرام خیال 
در میان غم وغوغای وصال

مرگ مرداب مرا باور کن

قصه عاشق صادق شدن ساحل را
ای که فقدان تو عصیان من است
غم تنهایی تو مرگ من است
حاصل عمر تو بر جان من است
نازنین عمر مرا باور کن

 


شنبه 3 شهریور ماه سال 1386

من همون جزیره بودم خاکیو صمیمی و گرم

واسه عشق بازی موجا قامتم یه بستر نرم....

تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی

قصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

زیر رگبار نگاهت دلم ای وای زیرو رو شد

واسه داشتن عشقت همه جونم آرزو شد


پنجشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1386

می روی با اشک حسرت دیده ام را تر کنی

 

می روی تا با نبودن عشق را پرپر کنی

 

آن همه گفتی نگاهم با نگاهت زنده است

 

من نباشم می توانی روزها را سر کنی ؟

 

در نبودت گریه کردم آینه احساس کرد

 

آینه شو گریه ام را حس کنی باور کنی

 

سبز در عشقت شدم کم کم تو دانستی ولی

 

عاقبت می خواستی در قلب من خنجر کنی

 

بعد تو در سینه نامت می شود یک خاطره

 

کاش می شد قصه عشق مرا باور کنی

 


شنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1386

امشب گریه میکنم .گریه میکنم برا تو

 برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن.

 برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم خواستم وبودی.

 امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل

عاشق.برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از

دیگران شنیدم وهنوز شکست نخوردم

 


شنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1386


   1      2      3      4      5      6    >>