![]() |
![]() |
![]() |
| شنبه 3 شهریور ماه سال 1386 | |
|
آشنای غم تنهایی من که به یاد و چنین می شورد نازنین باور تنهایی من تو بیا قاصدک بوته آرام خیال قصه عاشق صادق شدن ساحل را
|
|
6:11 PM |
پریچهر
|
عاشقانه
| نظرات [0] |
![]() |
| شنبه 3 شهریور ماه سال 1386 | |
|
من همون جزیره بودم خاکیو صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجا قامتم یه بستر نرم.... تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی قصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی زیر رگبار نگاهت دلم ای وای زیرو رو شد واسه داشتن عشقت همه جونم آرزو شد |
|
6:02 PM |
پریچهر
|
عاشقانه
| نظرات [1] |
![]() |
| پنجشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1386 | |
|
می روی با اشک حسرت دیده ام را تر کنی می روی تا با نبودن عشق را پرپر کنی آن همه گفتی نگاهم با نگاهت زنده است من نباشم می توانی روزها را سر کنی ؟ در نبودت گریه کردم آینه احساس کرد آینه شو گریه ام را حس کنی باور کنی سبز در عشقت شدم کم کم تو دانستی ولی عاقبت می خواستی در قلب من خنجر کنی بعد تو در سینه نامت می شود یک خاطره کاش می شد قصه عشق مرا باور کنی
|
|
09:56 AM |
پریچهر
|
عاشقانه
| نظرات [6] |
![]() |
| شنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1386 | |
|
امشب گریه میکنم .گریه میکنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن. برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم خواستم وبودی. امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم وهنوز شکست نخوردم |
|
7:32 PM |
پریچهر
|
عاشقانه
| نظرات [2] |
![]() |
| شنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1386 | |
|
|
09:39 AM |
پریچهر
|
عاشقانه
| نظرات [5] |
![]() |





































